تبلیغات
دزفول؛ شهر امید - احداث موزه ی باستان شناسی، گامی موثر در احیای هویت باستانی دزفول
 
دزفول؛ شهر امید
شهر امید نگاهی پر از هوای تازه وبلاگ شخصی محمد آذرکیش
درباره وبلاگ


دزفول ؛ شهر امید
نگاهی پر امید به شهر دزفول، میاحث مهم و روز در خصوص شهرستان ارزشمند دزفول

مشتاق شنیدن نظرهای شما هستم ...

مدیر وبلاگ : محمد آذرکیش
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

یک دوستدار میراث فرهنگی دزفول گفت: معرفی ابعاد ارزشمند باستانی دزفول نیازمند احداث موزه باستان‌شناسی است.

محمد آذرکیش در کفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) در خوزستان اظهار کرد: شهرستان دزفول تمدن کهن و پیش از تاریخ ایران را در دل خود جای داده است. ابتدای سکونت انسان‌ها در این شهرستان از تپه‌های چغابنوت آغاز می‌شود.

وی افزود: کاوش‌های باستان‌شناسان دانشگاه شیکاگو در سه دوره حفاری در این منطقه نشان می‌دهد که قدمت این تپه‌ها که با شماره 3232 در فهرست آثار ارزشمند ملی به ثبت رسیده به میانه هزاره هشتم پیش از میلاد (نزدیک به ده ‌هزار سال)  می‌رسد و نشان دهنده زندگی  قبل از اختراع سفال در  این منطقه است.

ظرف سفالی باستانی دزفول - تپه های چغامیش



آذرکیش خاطرنشان کرد: تپه‌های باستانی چغابنوت دربرگیرنده فازهای نوسنگی پیش از سفال و سفال‌دار اولیه‌ است. پس از آن زندگی در شهرستان دزفول در دوره‌ عتیق در حوزه‌ دشت شوشان شرقی در تپه‌های چغامیش که گنجینه‌ کاملی از دوران‌های مختلف باستانی است ادامه می‌یابد. در تپه‌های باستانی چغامیش با توجه به عبور از دوره‌ سفال اولیه آثار مهمی کشف شده است.

وی ادامه داد: از جمله مهم‌ترین این آثار می‌توان به اولین لوح خشتی اشاره کرد که نشان‌دهنده آغاز نوشتن در این منطقه است که از آن به عنوان اولین مرکز خط و کتاب ایران یاد می‌شود. اثر مهم دیگر که روی یکی از ظروف باستانی کشف شده صحنه  همنوازی با سازهای موسقی است که قدمت آن به بیش از 5000 سال می‌رسد و از آن به عنوان اولین لوح موسیقی در تاریخ موسیقی جهان یاد می‌شود.

این دوستدار میراث فرهنگی اضافه کرد: آثار مهم بسیار دیگری مربوط به هزاره چهارم و پنجم پیش از میلاد تا دوره هخامنشی نیز در چغامیش توسط دانشمندان باستان‌شناس از جمله خانم هلن کانتر، پروفسور دلوگاز و پروفسور علی‌زاده از اساتید برجسته باستان‌شناسی دانشگاه شیکاگو کشف شده است.

وی با اشاره به این همه سابقه باستانی و اشیای متنوعی که از تپه‌های باستانی دزفول تاکنون کشف شده گفت: متاسفانه به دلیل نبود جایگاه مناسب برای نگه‌داری از این گونه آثار آن‌ها در انبارهای موزه‌های مختلف کشور و بعضا در موزه دانشگاه شیکاگو نگه‌داری می‌شوند و همین موضوع سبب شده تا معرفی درستی از سابقه باستان‌شناسی شهرستان دزفول وجود نداشته باشد.

 آذرکیش توضیح داد: برخی آثار نیز به صورت پراکنده در موزه‌های باستان‌شناسی از جمله موزه ملی تهران وجود دارند که بدون اشاره به محل کشف اثر در شهرستان دزفول آثار را به صورت محدود نمایش داده و این فرصت از محققان و علاقه‌مندان به آشنایی با سابقه باستانی این شهرستان گرفته می‌شود.

او یادآور شد: با وجود همه موارد یاد شده و وجود رشته باستان‌شناسی در دانشگاه آزاد دزفول و ارزش‌های ملی و جهانی تپه‌های باستانی متعدد دزفول ضرورت احداث موزه باستان‌شناسی در این شهرستان به خوبی احساس می‌شود تا علاوه بر ایجاد محلی مناسب و امن برای نگه‌داری آثار فرصت تحقیق در خصوص قدمت بالا و ارزش‌های این آثار با شناخت و معرفی درست ارزش‌های علمی منطقه و زمینه‌ای برای ادامه کاوش‌ها در تپه‌ها فراهم آید.

این دوستدار میراث فرهنگی با اشاره به نبود محل مناسب نگه‌داری اشیای کشف شده از تپه‌ها و محوطه‌های باستانی شهرستان دزفول گفت: این موضوع سبب شده که در کتاب‌ها و مقاله‌های ارایه شده نامی از این شهرستان آورده نشود و در این خصوص مقالات محدودی نوشته شده و تاکنون ترجمه کاملی از سه جلد تحقیقات باستان‌شناسان دانشگاه شیکاگو به زبان فارسی منتشر نشده است.

منبع : http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=28813





نوع مطلب : خبرهای دزفول در ایسنا، باستان شناسی دزفول، 
برچسب ها : باستان شناسی، باستان شناسی دزفول، تپه های چغابنوت، تپه های چغامیش، تاریخ دزفول، محمد آذرکیش، دزفول،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 مهر 1391
محمد آذرکیش
یکشنبه 9 فروردین 1394 06:55 ب.ظ
خیلی کیف کردم
واقعا افتخار آمیزه که به همچین شهری متعلقیم
ولی افتخاری که با موله باری از حسرت همراهه
آقای آذرکیش به فعالیتاتون ادامه بدید مطمئنم خیلیا دنباله مسیرتون رو میگیرن و انشا... به زودی تاریخ ارزشمند و پراز عجایب شهرمون به گوش همگان میرسه
با آرزوی توفیق
محمد آذرکیشسلام
ممنونم تشکر از شما
دوشنبه 12 فروردین 1392 01:43 ب.ظ
سلام خیلی ممنون که راجع به شهرمون قصه بکنی . مو خیلی وقته ساکن تهرونم و متاسفانه این نعمت بزرگ که کنار این همه قشنگی زندگی کنوم محروموم .اگه ممکنه راجع اقوام و مناطق دسفیلی یه مرجعی به مو معرفی کن . مثلن کلونتریون ،سیه پوشون، باقلیون .ممن.ممنون بوم اگه راهنماییم کنی . باز هم ممنون از این مطالب خوب و قابل وثوق که زحمتشه کشیدیه
شنبه 18 آذر 1391 06:43 ب.ظ
سلام آقامحمدخوبی به وبلاگ ماهم یك سری بزن
محمد آذرکیشسلام
چشم
چهارشنبه 15 آذر 1391 04:07 ق.ظ
چه می توان گفت جز تاسف از نبود موزه ای
برای نگهداری و بیان هویتمان در شهرستانمان
محمد آذرکیشبه امید خدا درست می شه
شنبه 20 آبان 1391 06:49 ق.ظ
سلام آقای آذرکیش
خبرمان نمیکنی و پست های زیبایی اینچنینی میزنی؟
انصاف نیست تا الان از خواندنش محروم مانده ایم و البته مقصر خود شمایید برادر.
چون دیر به دیر آپ میفرمایید و ما هم عادت کرده ایم که دیر به دیر سرکشی کنیم.
خدا قوت
محمد آذرکیشسلام ممنونم جناب موزون
شما لطف دارید
امیدوارم در معرفی پیشینه ی غنی باستان شناسی دزفول بشه حرکت مهمی کرد
سپاس که سر می زنید
سه شنبه 2 آبان 1391 12:35 ب.ظ
سلام
یا منصور و اَمِت یا منصور و اَمِت

با حضور در سایت www.dar-alhuda.net قبرستان بقیع را جز

میراث شیعیان قرار دهید. نیاز به پنجاه هزار امضا است. تااین

مکان مقدس توسط یونسکو ثبت جهانی شود و از تخریب بیش

از این جلوگیری شود.

لطفا در وبلاگ ما حضور به هم رسانید و ما رو باخبر کنید.
منتظر حضور گرمتون هستیم.
یکشنبه 30 مهر 1391 07:01 ب.ظ
باز باران با ترانه



می خورد بر بام خانه"



یادم آید کربلا را دشت پر شور ونوا را



گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین



لرزش طفلا ن نالان زیر تیغ و نیزه ها را



باز باران با صدای گریه های کودکانه



از فراز گونه های زرد وعطشان با گهرهای فراوان



می چکد از چشم طفلان پریشان



پشت نخلستان نشسته



رود پر پیچ وخمی در حسرت لبهای ساقی



چشم در چشمان هم آرام وسنگین



می چکد آهسته از چشمان سقا برلب این رود پیچان باز باران



باز باران با ترانه آید از چشمان مردی خسته جان



هیهات بر لب از عطش در تاب و در تب



نرم نرمک می چکد این قطر ه ها روی لب شش ماهه طفلی رو به پایان



مرد محزون دست پر خون



می فشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب های خشک آسمان



باچشم گریان باز باران





باز باران قطره قطره



می چکد از چوب محمل خاکهای چادر زینب به آرامی شود گل



می رود این کاروان منزل به منزل



می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران

آری آری باز سنگ و باز باران

آری آری تا نگیرد شعله ها دردل زبانه

تانگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تانبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی

بر فراز خیمه

برگونه ها

بر مشک ساقی

کاش می بارید باران ....

به ماهم سربزن لطفا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر